ای کسانی که مأمور دفن من هستید :
هرگاه که من مردم ٬مرا درتابوت سیاهی بگذارید تا همگان بدانند که جزسیاهی دردنیا چیزی ندیده ام .
چشمانم ٬ چشمانم را باز بگذارید تا بدانند که هنوز چشم انتظارم .
دهانم ٬ دهانم را باز بگذارید تا باور کنند که هنوز نا گفتنی ها دارم .
دستانم ٬ دستانم را بیرون بگذارید تا ببینند که چیزی با خود نخواهم برد .
در تابوتم را باز بگذارید تا شاید بیاید و مرا این چنین ببیند .
آنگاه صلیبی از یخ بر مزارم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید آب شود و بر مزارم بگرید .
((از طرف یه دوست...
پویان))
|
+| نوشته شده توسط
الهام در شنبه دهم فروردین 1387
|